✍️ مریم چراغیان _ پایگاه خبری دنیای ایلام
سالهاست هر وقت صحبت از خودکشی و آسیبهای اجتماعی به میان میآید، مسئولان با احتیاط و ترس و لرز درباره آن سخن میگویند. آمارها محرمانه میشود، جلسات با محدودیت برگزار میشود و اگر خبرنگاری هم حضور داشته باشد، یکی از نخستین توصیهها این است که موضوع رسانهای نشود.
اما آیا با پنهان کردن واقعیت، خود آن واقعیت هم ناپدید میشود؟
سالهاست به جای حل مسئله، صورت مسئله را پاک میکنیم. به جای اینکه دلایل را بررسی کنیم، هشدارهای تخصصی را جدی بگیریم، متخصصان را پای کار بیاوریم و برای پیشگیری برنامه داشته باشیم، میگوییم هیس، محرمانه، رسانهای نشود؛ گویی اگر درباره یک آسیب اجتماعی حرف نزنیم، آن آسیب هم دیگر وجود نخواهد داشت.
این روزها نیز خبرهای نگرانکنندهای از وضعیت خودکشی در ایلام شنیده میشود و همین کافی است تا یک پرسش جدی دوباره مطرح شود؛ برای پیشگیری از این آسیب چه برنامهای داریم؟
مردم میخواهند بدانند دستگاههای مسئول برای کاهش این آسیب چه کردهاند؟مدیر اجتماعی استانداری به عنوان یکی از متولیان این حوزه چه برنامهای دارد؟ اگر قرار است مردم و رسانهها شاهد برنامهای روشن، مستمر و اثرگذار باشند، باید این برنامه دیده شود، درباره نتایج آن گزارش داده شود و عملکردها قابل ارزیابی باشد. پشتوانه مدیریتی و ارتباطات بالاتر از بند پ، هر اندازه هم قوی باشد، نمیتواند جای برنامه، پاسخگویی و عملکرد را بگیرد.
البته مسئله فقط مدیر اجتماعی استانداری نیست و نمیتوان تمام مسئولیت را متوجه یک مدیر یا یک دستگاه کرد.
ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ایلام مسئولیت دارد!
فرهنگ و هنر فقط برای برگزاری برنامههای مناسبتی نیستند. هنر میتواند بخشی از بار روانی جامعه را کاهش دهد و زمینه ارتباط، نشاط و امید اجتماعی را فراهم کند. چرا نباید برنامههای هنری عمومی، جذاب و رایگان در شهر برگزار شود؟ چرا نباید از ظرفیت هنرمندان، نویسندگان و فعالان فرهنگی برای ساختن فضایی متفاوت و امیدبخش برای جوانان و خانوادهها استفاده شود؟
دیگر دستگاههای فرهنگی نیز مسئولیت دارند!
جامعه امروز با همان نسخههای تکراری گذشته اداره نمیشود. ادبیات، هنر، ورزش و فعالیتهای اجتماعی اگر درست به کار گرفته شوند، میتوانند ابزار ارتباط و امید باشند، نه صرفاً برنامههایی برای پر کردن تقویم مناسبتها. وقتی درباره آسیبهای اجتماعی صحبت میکنیم، باید به سراغ ایدههای تازه و متناسب با واقعیت امروز جامعه برویم.
ادارهکل ورزش و جوانان هم مسئولیت دارد!
ورزش فقط قهرمانی، مسابقه و مدال نیست. ورزش میتواند جوان را از انزوا بیرون بیاورد، ارتباط اجتماعی ایجاد کند و بخشی از نشاط مورد نیاز جامعه را بازگرداند. بنابراین انتظار میرود در کنار برنامههای معمول، برای حضور عمومی نوجوانان و جوانان در فعالیتهای ورزشی و اجتماعی نیز برنامههای خلاقانه و مستمر طراحی شود.
مدیریت شهری نیز نمیتواند خود را از این مسئله کنار بکشد!
شهر فقط آسفالت، جدول، ساختمان و خیابان نیست؛ شهر محیط زندگی انسانهاست. فضای عمومی مناسب، پارکهای مطلوب، برنامههای شهری، پاکیزگی، زیبایی و ایجاد محیطهایی که خانوادهها و جوانان در آنها احساس آرامش و تعلق کنند، بخشی از کیفیت زندگی اجتماعی است. نمیتوان انتظار داشت شهری فاقد فضاهای مناسب برای تعامل و نشاط باشد و در عین حال از آثار محیط اجتماعی بر روحیه شهروندان غافل بمانیم.
آموزش و پرورش نیز سهم خود را دارد!
مدرسه فقط محل آموزش و امتحان نیست. ارتباط دانشآموزان با همسالان، ورزش، هنر، نشاط و داشتن فضای مناسب برای گفتوگو و تعامل، بخشی از سلامت اجتماعی آنان است. دانشآموز باید بتواند مشکل خود را بیان کند، کمک بخواهد و بداند که شنیده میشود. توجه به سلامت اجتماعی و مهارتهای زندگی باید در کنار آموزش رسمی، جدی گرفته شود.
در کنار همه اینها، نباید از نقش فرهنگ عمومی و قضاوتهای اجتماعی غافل شد. فردی که گرفتار یک بحران است، باید بتواند حرف بزند و کمک بخواهد، بدون اینکه از تحقیر، سرزنش یا قضاوت شدن بترسد. جامعهای که در آن افراد از بیان مشکلات خود هراس دارند، عملاً فرصت مداخله و پیشگیری را هم از دست میدهد.
مسئله خودکشی را نمیتوان گردن یک دستگاه انداخت و تمام کرد. این مسئله، یک موضوع اجتماعی و چندبعدی است و برای مواجهه با آن، بهزیستی، استانداری، فرهنگ و ارشاد اسلامی، ورزش و جوانان، آموزش و پرورش، شهرداری و دیگر دستگاههای فرهنگی و اجتماعی باید کنار هم قرار بگیرند و برای آن برنامهای واقعی، مشخص، مستمر و قابل سنجش داشته باشند؛ برنامهای که خروجی آن فقط جلسه، مصوبه، گزارش و توصیه به رسانهها برای سکوت نباشد.
محرمانه نگه داشتن آمار شاید برای مدتی خیال برخی را راحت کند، اما خانوادهای را نجات نمیدهد. پیشگیری به آموزش نیاز دارد، به دسترسی به خدمات مشاوره و حمایت اجتماعی نیاز دارد، به تقویت ارتباطات اجتماعی نیاز دارد و به برنامههایی نیاز دارد که جوان و نوجوان را دوباره به زندگی اجتماعی پیوند بزند.
فردا، ۱۰ سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است. شاید بهترین گرامیداشت این روز در ایلام، برگزاری یک جلسه دیگر و صدور یک پیام مناسبتی نباشد؛ بلکه پاسخ دادن به یک سؤال روشن باشد: برای پیشگیری از این آسیب اجتماعی دقیقاً چه کردهایم و برای فردا چه برنامهای داریم؟
نباید منتظر بمانیم تا یک حادثه دیگر، دوباره همه را چند روزی به فکر فرو ببرد و بعد مسئله به فراموشی سپرده شود. پیشگیری زمانی معنا دارد که پیش از بحران اتفاق بیفتد، نه بعد از آن.
خودکشی را با «هیس» گفتن نمیشود متوقف کرد. نمیتوان با پنهان کردن آمار و بستن راه گفتوگو، یک آسیب اجتماعی را از میان برد. باید درباره آن مسئولانه حرف زد، دلایلش را شناخت، مسئولیتها را مشخص کرد و پیش از آنکه دیر شود، برای نجات جان انسانها کاری کرد.

