image_printپرینت

✍️مریم چراغیان

 

وقتی سال ۷۷ در ایلام، پایم را توی مستطیل مبارزه گذاشتم، نه الگویی بود، نه مسیری از پیش تعیین شده. فقط یک شوق خام، یک حس بی‌تابی برای اثبات این‌که: «می‌شود».

 

در آن روزها، در شهری که تکواندو برای بانوانش غریب بود، قهرمانی برای یک دختر هم، یک سوال بزرگ بود و من تصمیم گرفتم خودم پاسخ آن سؤال باشم.

 

پدر و مادرم، قهرمانان واقعی داستان‌ من هستند. آن‌ها حامی و آموزگاران من بودند که یادم دادند پشتکار و اراده، از هر مدالی ارزشمندتر است و بدون باور بی‌دریغ آن‌ها، فرزانه ملکی امروز وجود نداشت.

 

اولین مدال کشوری، شیرین بود، اما لذت واقعی من جایی شروع شد که دیگر برای خودم مبارزه نمی‌کردم. وقتی تبدیل به مربی شدم، وقتی «راه» را به دیگران نشان دادم، طعم واقعی پیروزی را چشیدم.

 

شیرین‌ترین افتخار زندگی‌ام، نه رفتن خودم روی سکو، بلکه در چشم‌های درخشان شاگردانم است.لحظه‌ای که با هدایت سیزده تیم مختلف، مقام پنجم کشوری را کسب کردیم، فهمیدم میراث من، مدال‌های شخصی‌ام نیست؛ میراثم، لبخند و افتخار بچه‌هایمان است که با تلاش خودشان درخشیدند.

 

در این مسیر سخت، بهترین شریک زندگی و ورزشم را پیدا کردم. همسرم، دست و بازوی من بود؛ او شریک زندگی و شریک شکست‌ها و پیروزی‌های ورزشی‌ام شد.

 

انتخاب ما به عنوان «زوج ورزشی نمونه کشور در سال ۱۴۰۳»، بالاترین نشان افتخار برای من بود؛ نشان عشق، پشتکار و همراهی متقابل.

 

من فرزانه ملکی‌ام. اولین ناظر رسمی بانوان فدراسیون در استان ایلام، نایب‌رئیس هیئت و سرمربی تیم‌های منتخب. اما قبل از تمام این عنوان‌ها، من دختری از ایلام هستم که باور دارد اراده و عشق، می‌تواند هر سقف نانوشته‌ای را بشکند.

 

ورزش برای من وظیفه است: وظیفه‌ی الهام‌بخش بودن.این داستان من است؛ داستانی که تازه برای من شروع شده است…

 

#حریم_رسالت #طنین_ایلام #بسیج_مردم_اقتدارملی #پایگاه_خبری_دنیای_ایلام

اشتراک‌ها:
دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *