دیدار استاندار ایلام با مدیرعامل بانک ملت

استاندار ایلام در دیدار با مدیرعامل بانک ملت خواستار اختصاص اوراق مرابحه برای تکمیل طراح‌ها و پروژه های عمران شهری و روستایی استان شد

احمد کرمی روز دوشنبه ۴ اسفند ماه ۱۴۰۴ در ادامه رایزنی‌ها و پیگیری های خود در مرکز با دکتر فرخ‌نژاد مدیرعامل بانک ملت دیدار و گفتگو کرد.

استاندار ایلام در این دیدار که دکتر همتی نماینده استان در مجلس شورای اسلامی و رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان نیز حضور داشتند، ضمن تقدیر از همکاری های قبلی بانک ملت در خصوص سیمان دهلران و پتروشیمی هلیلان، خواستار اختصاص اوراق مرابحه برای تکمیل پروژه های عمران شهری و روستایی استان شد.

در ادامه دکتر فرخ نژاد مدیرعامل بانک ملت ضمن قول مساعد نسبت به درخواست های استاندار ایلام، دستورات لازم صادر کرد.




خانه‌ای که بوی کافور گرفت!

✍️ مریم چراغیان

کافی است کسی بمیرد تا درهای سنگین مسجد به روی مردم محله باز شود.
و این تلخ‌ترین پارادوکسِ معنوی روزگار ماست؛ مسجد، خانه‌ای که بنا بود نبضِ حیات باشد، حالا برای بسیاری از ما، تنها ایستگاهِ آخر و تالارِ مرگ شده است.

چرا غبارِ تنهایی از سر و روی گلدسته‌ها نمی‌تکد، مگر وقتی که صدای قرآنِ مجلس ترحیم بلند شود؟ چرا این روزها چهره‌های هم‌محله‌ای را نه در صف‌های لبخند و شادی، که تنها در میانِ چشم‌های سرخ و شانه‌های لرزانشان هنگام سوگواری در مسجد محله می‌بینیم؟

حقیقت این است: مسجد از روزمرگیِ مردم حذف شده است.

برای درک آنچه از دست داده‌ایم، لازم نیست راه دوری برویم؛ کافی است به حافظه نه‌چندان دور همین حوالی و همین ایلام خودمان رجوع کنیم.

روزگاری، «چهارشنبه‌بازارِ مسجد صاحب‌الزمان (عج)» نه‌ یک سنت، که بخشی از آیین اجباری و نانوشته‌ی زنان این شهر بود. آنجا فقط محل خرید و فروش پارچه‌های رنگین و عطرِ ادویه‌ها نبود، بلکه بهانه‌ای بود تا مسجد در متنِ زیستِ زنانه و نشاطِ اجتماعی شهر، جاری شود.

مسجد صاحب‌الزمان در آن روزها، سقفی برای عبادت بود و پناهگاهِ گفت‌وگو و میعادگاه زنان و دختران نوجوان محله…

امروز اما، میان مسجد و زیستِ پرشتابِ نسلِ جدید، دیواری بلند از ناآشنایی کشیده شده است. وقتی فضای یک نهاد با سلیقه و نیاز نسل تازه غریبه شود، آن نهاد به یک موزه مناسکی تبدیل می‌شود. جایی که در آن تجربه معنادار —مانند همان حسِ تعلقِ چهارشنبه‌بازارها— خلق نشود، تعلقی هم نمی‌سازد.

این فقدانِ تعلق، یک فاجعه‌ی اجتماعی است. وقتی پیوندِ عاطفیِ محله با مسجد سست شود، آن بنا در طوفان‌های حوادث تنها می‌ماند.

در اتفاقات اخیر دیدیم که چگونه دست‌های بی‌ریشه، به خود جرات دادند تا به ساحتِ امنِ مسجد جسارت کنند و حتی آتش کینه شان را به مصحف شریف برسانند. هرچند آن دست‌ها از آستینِ مردم بیرون نیامده بود، اما یک سوالِ استخوان‌سوز باقی ماند: چرا حصارِ دفاعِ مردمی پیرامون برخی مساجد، چنان نازک شده بود که اوباش، مجالِ چنین جسارتی یافتند؟

اگر می‌خواهیم مسجد دوباره مأمن و پناهگاهمان باشد، باید آن را از انحصارِ عادت‌های تکراری درآوریم. ما نیازمندِ احیای همان روحِ چهارشنبه‌بازاری نوستالژیک هستیم؛ یعنی بازگرداندنِ کارکردهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به بطن مساجد.

باید به کودک اجازه داد در مسجد خاطره بسازد، به زن اجازه داد عاملیت داشته باشد و به جوان فضا داد تا خودش را در آنجا بازنمایی شده ببیند.

مسجد باید از مکانِ مناسک به خانه‌ ای برای زندگی بازگردد. مسجدی که درِ آن به رویِ پرسش‌ها، هنرها، گره‌های معیشتی و حتی شادی‌هایِ حلالِ مردم باز باشد، هرگز در حافظه‌ی نسل‌ها کمرنگ نخواهد شد.

باید به یاد آورد:
مسجد، پیش از آنکه خانه رفتگان و بوی کافور باشد،
مأمن زندگان است.




فصل ایستادگی؛ روایت تصویر از ۲۲ بهمن


عکاس: یسنا ساده میری




عطر انتظار در مصلی ایلام؛ جشن بزرگ میلاد حضرت مهدی (عج) به روایت تصویر

ARVE Error: The [[arve]] shortcode needs one of this attributes av1mp4, mp4, m4v, webm, ogv, url

جشن بزرگ میلاد حضرت مهدی (عج) عصر چهارشنبه با حضور پرشور خانواده‌ها در مصلی بزرگ شهر ایلام برگزار شد. این مراسم با اجرای برنامه‌های فرهنگی، طنز، اهدای جوایز و برپایی ایستگاه صلواتی، فضایی سرشار از شور، نشاط و انتظار را برای حاضران رقم زد.

یسنا ساده میری