روایت زخم، حافظه و حقیقت در رمان‌های زارا امیدی

زارا امیدی، نویسنده جوان و جست‌وجوگر ایلامی، در سال‌های اخیر با سه رمان مهم خود، جایگاهی قابل توجه در ادبیات معاصر ایران یافته است. او که نخستین اثرش را با عنوان *شاه‌پری* در سال ۱۳۹۸ از انتشارات ققنوس منتشر کرد، به‌تدریج از روایت‌های شهری و شخصی به جهان پرغلیان تاریخ، خشونت و حافظه جمعی گام گذاشته است. گفت‌وگوی پیش‌رو درباره رمان تازه‌اش، *نگذار ببرندم شارو*، بهانه‌ای‌ست برای بازخوانی مسیر فکری و ادبی او.

زارا امیدی در ابتدای گفت‌وگو با اشاره به آغاز مسیر نویسندگی خود گفت: نخستین تجربه‌ام در عرصه رمان‌نویسی با *شاه‌پری* رقم خورد؛ داستان دختری که میان ایلام و بغداد درگیر سرنوشتی پر از راز، خشونت و هویت می‌شود. دایی این دختر، قاچاقچی اسلحه‌ای با گذشته‌ای تاریک است که حضورش مسیر زندگی شاه‌پری را دگرگون می‌کند و او را به دنیای انتخاب‌ها و اضطراب‌های انسان معاصر پرتاب می‌کند.

او افزود: پس از آن، تصمیم گرفتم به زبان مادری‌ام بازگردم و نخستین رمان کردی ایلامی با عنوان *هووز ملاکه‌ت* را بنویسم؛ روایتی که در فضای خیال و باورهای بومی می‌گذرد. این اثر، داستان مردی فریب‌کار است که از ایمان و سادگی مردم برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کند. خوشبختانه این رمان در جایزه کتاب سال استان مورد تقدیر قرار گرفت و همین تشویق، انگیزه‌ای شد برای ادامه مسیرم به زبان کُردی.

امیدی در ادامه درباره تازه‌ترین اثر خود گفت: سومین رمانم، *نگذار ببرندم شارو*، نقطه عطفی در نویسندگی من است. داستان درباره شارو، بازمانده نسل‌کشی کردهای عراق است که در تبعید و خلوت خود در سوئد، از طریق نقاشی، به بازسازی بخش‌هایی از تاریخ فراموش‌شده مردمش می‌پردازد. در این رمان، نقاشی به زبان حافظه تبدیل می‌شود.

زارا امیدی در پاسخ به چرایی روایت داستان در دو خط زمانی موازی گفت:برای من، گذشته و حال در ذهن قربانیان خشونت سیاسی هرگز جدا نیستند. شارو در گذشته زندگی می‌کند و آسکی در حال، اما هر دو درگیر یک زخم‌اند. دو خط زمانی، امکان بازتاب این هم‌زیستی را فراهم می‌کند؛ خواننده هم با حافظۀ زیسته روبه‌رو می‌شود و هم با حافظۀ بازتاب‌یافته.

او درباره نقاشی‌های شارو که در رمان جایگاه ویژه‌ای دارند، افزود:نقاشی‌های شارو صرفاً آثار هنری نیستند، بلکه سندهایی‌اند از حقیقت. هر تابلو، روایتی‌ست از درد، فقدان و مقاومت. هنر برای شارو نه پناهگاه، بلکه میدان نبرد است. او نمی‌تواند فریاد بزند، اما می‌تواند حقیقت را نقاشی کند.

امیدی با اشاره به دشواری خلق شخصیت‌هایی با گذشته‌های پنهان گفت: بزرگ‌ترین چالش من، حفظ تعادل بین افشاگری و ابهام بود. نمی‌خواستم همه‌چیز را یک‌باره بگویم. گذشته باید با ریتمی انسانی و طبیعی آشکار شود، در رفتار، در نگاه، در تابلوهای شارو. مخاطب باید با کشف تدریجی رازها، وارد جهان درونی شخصیت‌ها شود.

او درباره درهم‌تنیدگی حافظه‌ها در این اثر توضیح داد:در رمان، حافظه فردی و جمعی به‌هم گره خورده‌اند. حافظۀ شخصی شارو در دل حافظۀ جمعی انفال شکل گرفته. آسکی با مواجهه با این حافظه جمعی، در واقع در جست‌وجوی حافظه فردی خویش است. هیچ‌کدام بر دیگری غلبه ندارد؛ هر دو مکمل‌اند و همدیگر را معنا می‌کنند.

امیدی در پاسخ به پرسشی درباره مسیر تحول شخصیت آسکی گفت:آسکی در آغاز یک قربانی خاموش است، اما در روند روایت به کنشگر تبدیل می‌شود. مواجهه‌اش با شارو، تابلوها و رازهای پنهان گذشته، او را از انفعال بیرون می‌کشد. کنجکاوی و جسارت او، مسیر روایت را پیش می‌برد.

او افزود: آسکی در مسیر کشف حقیقت، با تابلوهایی روبه‌رو می‌شود که حامل حافظه و درد‌اند. این نقاشی‌ها، گذشته خانوادگی‌اش را برملا می‌کنند و به او کمک می‌کنند هویت گم‌شده‌اش را بازتعریف کند. او درمی‌یابد که برای شناخت خویش، باید با زخم‌های تاریخ مواجه شود.

نویسنده *نگذار ببرندم شارو* درباره بازنمایی عملیات انفال در رمان گفت:هدفم مستندسازی نبود. مستندات تاریخی فراوان است، اما آنچه کمتر دیده شده، اثرات روانی و حافظه‌ای این فجایع است. من تلاش کردم درد مردم عادی، ترس‌ها، فراموشی‌ها و زخم‌های نادیده را نشان دهم؛ آنجا که تاریخ خاموش می‌ماند، ادبیات می‌تواند سخن بگوید.

زارا امیدی درباره روح مقاومت در آثارش گفت:این رمان، نوعی ادبیات مقاومت است؛ نه در برابر دشمن بیرونی، بلکه در برابر فراموشی. مقاومت در برابر انکار و روایت‌های رسمی‌ای که انسان را به عدد تقلیل می‌دهند. من می‌خواستم صداهای خاموش را دوباره زنده کنم؛ همان‌هایی که شاید نامی در کتاب‌های تاریخ ندارند.
او در پاسخ به پرسشی درباره نحوه مواجهه با حساسیت‌های سیاسی و تاریخی توضیح داد:سعی کردم روایت انسانی را حفظ کنم. نه شعار دادم، نه داوری تاریخی کردم. تمرکز من بر انسان بود؛ انسانی که می‌ترسد، می‌جنگد، عشق می‌ورزد و از نو زنده می‌شود. وقتی انسان را نشان دهی، حقیقت خودبه‌خود آشکار می‌شود.

امیدی در بخش پایانی گفت‌وگو افزود: حقیقت کامل، شاید هیچ‌گاه قابل بازسازی نباشد، اما بازتاب‌ها ما را به آن نزدیک می‌کنند. رمان من مجموعه‌ای از همین بازتاب‌هاست. آنچه مهم است، صداقت در روایت است. خواننده در پایان با نسخه‌ای هنری از حقیقت روبه‌رو می‌شود، اما این نسخه، از هر سندی صادق‌تر است.

او تأکید کرد:برای من، نوشتن نوعی شهادت است؛ شهادت به آنچه در حافظه جمعی مردم ما باقی مانده، به آنچه می‌خواستند فراموش شود. اگر رمان بتواند حتی ذره‌ای از این حافظه را زنده نگه دارد، رسالتش را انجام داده است.




غزل‌خوانی و شور معرفت در بزرگداشت حافظ شیرازی در دانشگاه ایلام

شامگاه یکشنبه بیستم مهرماه، محوطه دانشکده علوم انسانی دانشگاه ایلام میزبان شکوهی ادبی بود، آیینی باشکوه که در آن بوی غزل و نغمه‌ی عشق در فضای علم پیچید. در این گردهمایی فرهنگی، شور و شوق دانشجویان رشته ادبیات فارسی در کنار نگاه‌های روشن اساتید برجسته و میهمانان، فضایی صمیمی و سرشار از معرفت رقم زد. این مراسم، فراتر از یک بزرگداشت ساده، به صحنه‌ای برای زندگی کردن با شعر حافظ بدل شد؛ جایی که هر بیت، با صدای دانشجویان و پیشکسوتان، نه تنها شنیده، بلکه در عمق جان حاضرین جای گرفت.

بخش اعظم این آیین به شعرخوانی و غزل‌خوانی اختصاص داشت که قلب تپنده مراسم بود. اجرای ممتاز ثنا طاهری مقدم، کودک 9 ساله‌ای که با تسلطی اعجاب‌انگیز غزلیات حافظ را زمزمه کرد، نقطه‌عطف احساسی برنامه بود و حضار را به وجد آورد. پس از آن، اساتید و دانشجویان فرهیخته و دانش‌آموختگان دانشکده علوم انسانی با قرائت اشعار، هر یک نغمه‌ای از مهر، دانش و ذوق اصیل ایرانی را به تماشا گذاشتند. این تبادل هنری میان نسل‌های مختلف، نشان داد که میراث گران‌بهای ادبیات کلاسیک در دانشگاه ایلام زنده و پویا است، این همبستگی فرهنگی در سخنان مسئولین نیز بازتاب یافت.

 وظیفه ما زنده نگه‌داشتن هویت ایرانی‌اسلامی است

“همایون مراد نژادی” رئیس دانشگاه ایلام در این مراسم، با تأکید بر جایگاه رفیع ادبیات و فرهنگ ایرانی‌اسلامی، اظهار کرد: شاید در هیچ جای این کره خاکی چنین جایگاهی برای فرهیختگان، شاعران و ادب‌دوستان وجود نداشته باشد.

وی گفت: ما وظیفه داریم قدردان این بزرگان باشیم و دانشگاه کمترین کاری که می‌تواند بکند پاسداشت این عزیزان است.

مرادنژادی ادامه داد: امیدواریم این برنامه مقدمه‌ای برای فعالیت‌های گسترده‌تر در راستای معرفی مفاخر فرهنگی کشور باشد و سایر مراکز آموزش عالی استان نیز در این مسیر ما را یاری کنند.

وی تصریح کرد: بسیار مفتخریم که امشب دانشگاه ایلام میزبان فرهیختگان، مفاخر علم و هنر استان، دانشجویان، اساتید و هنرمندان است. این مراسم فرصتی برای پیوند دوباره با هویت ملی و دینی ماست.

راز ماندگاری حافظ در پیوند عقل، عشق و فطرت ایرانی است

حمید عابدی‌ها، استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیات فارسی، نیز در آیین، اظهار کرد: حافظ شاعری یگانه است که توانسته همزمان با اندیشه‌های متعالی الهی، در متن زندگی مردم زمانه خود حضور داشته و دغدغه‌ها، شادی‌ها و دردهای آنان را بازتاب دهد.

وی افزود: شعر حافظ در قالب پیوند میان عقل و عشق، شکل گرفته و به همین دلیل ماندگار شده است؛ زیرا ریشه در فطرت عمیق انسان دارد و متعلق به قشر یا طبقه خاصی نیست، بلکه خطابش به کل بشریت است.

این پژوهشگر ادبیات فارسی ادامه داد: حافظ توانسته است پیوندی عمیق میان عرفان، دین و عقلانیت برقرار سازد؛ اصلی که باعث شده دیوان او همواره در جشن‌های ملی ایرانیان، از سفره هفت‌سین تا شب یلدا، حضوری پررنگ داشته باشد.

عابدی‌ها با تأکید بر ویژگی‌های موسیقایی غزل حافظ، خاطرنشان کرد: موسیقی و آوا از عناصر بنیادین شعر حافظ است؛ او علاوه بر شاعر بودن، خوش‌خوان و خوش‌بیان بوده و غزل‌هایش را با آهنگی روح‌نواز می‌خوانده است، به همین سبب شعرش سرشار از نغمه‌های درونی است.

وی همچنین به نقش کلیدی قرآن در اندیشه حافظ اشاره کرد و گفت که تخلص «حافظ» برگرفته از انس و حفظ قرآن کریم است و مضامین قرآنی به وضوح در آثار او منعکس شده است.

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنانش، دشواری ترجمه شعر حافظ را یادآور شد و بیان داشت: ظرافت‌های زبانی، ایهام و موسیقی واژگان در غزل‌های او به‌قدری درهم‌تنیده است که در ترجمه، بخشی از زیبایی و معنا ناگزیر از دست می‌رود.

عابدی‌ها در پایان از مهمان‌نوازی مردم ایلام و اهتمام ویژه دانشگاه ایلام در برگزاری برنامه‌های فرهنگی قدردانی کرد و مردم این دیار را میراث‌دار فرهنگ و ادب ایرانی دانست.

معاون استاندار ایلام: هویت ایرانی ـ اسلامی؛ رمز ماندگاری حافظ و اتحاد ملی

تاج‌الدین صالحیان، معاون سیاسی امنیتی استاندار ایلام نیز در این مراسم با تاکید بر نقش محوری فرهنگ و ادبیات غنی ایرانی در حفظ اتحاد ملی و شکست دشمنان، اظهار کرد: هویت ایرانی ـ اسلامی حافظ ضامن ماندگاری اشعار او می باشد.

وی با اشاره به ویژگی‌های ملّی ملت‌ها، گفت: وطن‌پرستی ایرانیان عامل اصلی اتحاد و همبستگی آنان در مقاطع حساس است

معاون سیاسی استاندار ایلام با اشاره به اتحاد شکل‌گرفته کشورمان در پی تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی، گفت: این همبستگی و اتحاد مردم، که در کنار رهبری مدبرانه مقام معظم رهبری و اعتماد به دولت شکل گرفت، در محاسبات دشمنان جایی نداشت و علت اصلی شکست آنان همین عامل بود.

حافظ، نماد جمع میان اسلامیت و ایرانیت

صالحیان دلیل اصلی این همبستگی تاریخی را فرهنگ غنی و ادبیات سترگ ایران، به ویژه آثار شاعرانی چون مولوی، سعدی و حافظ دانست و در تبیین جایگاه حافظ گفت: علت ماندگاری حافظ، در تلاقی سنت دینی برگرفته از آیات قرآنی و عرفان ایرانی نهفته است. حافظ جمع بین دو مولفه هویتی ما یعنی اسلامیت و ایرانیت است.

معاون سیاسی استاندار با بیان اینکه اشعار حافظ متناسب با فطرت انسانی است، گفت: به همین دلیل این شاعر در طول هشت قرن مورد توجه بوده و متعلق به تمام ملت ایران است.

وی در پایان برگزاری چنین بزرگداشت‌هایی را ضروری عنوان کرد و گفت: چرا که این ادبیات غنی موجب حفظ ایران و شکست دشمن شد.

در حاشیه این مراسم فرهنگی که با حضور گسترده استادان و دانشجویان برگزار شد، از سردیس پنج شاعر بزرگ ایران، شامل حافظ، سعدی، فردوسی، مولوی و خیام رونمایی به عمل آمد.

خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی، شاعر بلندآوازه قرن هشتم هجری، نماد شعر عرفانی و الهام‌بخش در جهان شناخته می‌شود.




ادبیات: تفنن نیست، ضرورتی است برای بقای روح و خرد

 

 

✍️سعید (شهرام) صفادوست

شاید برای شما هم پیش آمده باشد؛ با ذوق و شوق، بیتی از حافظ یا سعدی، جمله‌ای از هدایت یا دولت‌آبادی را با دوستی به اشتراک می‌گذارید، اما با نگاهی بی‌تفاوت یا جمله‌ای کوتاه مواجه می‌شوید که گویی “ادبیات؟ به چه کار می‌آید؟”

من هم با یکی از دوستانم به نام مهرشاد که خود نخبه و متخصص علوم سیاسیست صحبت می کردم که گفت شاعران فلانند….

این سطور، پاسخی است به آن تردیدها، تا به مهرشادها نشان دهیم که چگونه مهر و شادی، غم و آبادی، و حتی جرعه‌ای از آزادی، در تار و پود ادبیات تنیده شده است :

در دنیای پرشتاب امروز، که سرعت و کارایی حرف اول را می‌زند، ، ادبیات گاه به کالایی لوکس یا تفننی بی‌ثمر فروکاسته می‌شود. اما آیا واقعاً چنین است؟ آیا ادبیات صرفاً مجموعه‌ای از کلمات زیباست که در اوقات فراغت به آن پناه می‌بریم، یا کارکردی عمیق‌تر و حیاتی‌تر دارد؟

پاسخ قاطعانه این است که ادبیات، نه یک انتخاب، که ضرورتی برای بقای روح جمعی و فردی ماست. ادبیات می‌خوانیم تا بدانیم ما در رنج‌هایمان تنها نیستیم. این یکی از عمیق‌ترین کارکردهای ادبیات است. در خلوت شب، وقتی بار سنگین اندوهی بر شانه‌هایمان سنگینی می‌کند، یا در اوج شادی و کامیابی، وقتی نیاز به هم‌نفسی داریم، این ادبیات است که دست ما را می‌گیرد. با خواندن شعر عاشقانه‌ای از مولانا، در می‌یابیم که شوریدگی‌های قلبمان تازگی ندارد؛ با غرق شدن در داستانی از رنج و فقدان، می‌فهمیم که هزاران انسان پیش از ما و هم‌اکنون، همین مسیر پرپیچ و خم را پیموده‌اند. ادبیات آینه‌ای است که در آن تصویر خویش را، با تمام ضعف‌ها و قدرت‌ها، با تمام شادی‌ها و غم‌ها، بازمی‌یابیم. این بازشناسی، نه تنها تسکین‌دهنده است، که نیروبخش نیز هست؛ زیرا به ما می‌آموزد که انسانیت، با تمام طیف وسیع احساساتش، تجربه‌ای مشترک است.

اما کارکرد ادبیات فراتر از تسکین فردی است، و پلی است به گذشته، به تاریخ، به رنج‌ها و شادی‌های نیاکانمان. با غرق شدن در متون کهن، با آگاهی از رنج‌های دیگران می‌فهمیم که به بلندای تاریخ در رنج‌ها مشترکیم. می‌بینیم که حسرت‌ها، دلتنگی‌ها، مبارزات برای عدالت، و آرزوهای دیرین انسان‌ها، در طول قرون و اعصار تغییر چندانی نکرده است. رنج فراق معشوق در شعر حافظ، همانقدر واقعی و ملموس است که رنج جدایی در زندگی امروز ما. ظلم حاکمان در حکایات کهن، همانقدر آشناست که بی‌عدالتی‌های زمانه ما. این درک عمیق از تداوم رنج و شادی در طول تاریخ، به ما دیدگاهی وسیع‌تر می‌بخشد. به جای آنکه خود را قربانی تنهایی و منحصر به فرد بودن مشکلاتمان ببینیم، خود را حلقه‌ای از زنجیره بزرگ انسانیت می‌یابیم. این آگاهی، نه تنها بار اندوهمان را سبک می‌کند، که به ما قدرت تاب‌آوری و امید می‌دهد؛ چرا که می‌بینیم انسان‌ها همیشه راهی برای ادامه دادن و ساختن یافته‌اند.

ادبیات: معمار ذهن و پرورش‌دهنده خرد

ادبیات، فراتر از تسکین و درک گذشته، ابزاری قدرتمند برای پرورش ذهن و توانمندی‌های فکری ماست.

•   نخست، تقویت مهارت‌های زبانی و قدرت اقناع: خواندن ادبیات، مهارت‌های زبانی ما را به طرز چشمگیری تقویت می‌کند. با گنجینه‌ای از واژگان جدید آشنا می‌شویم، ساختارهای پیچیده جملات را درک می‌کنیم و توانایی‌مان را در بیان دقیق و مؤثر افکار و احساساتمان ارتقا می‌بخشیم. این تسلط بر زبان، نه تنها در ارتباطات روزمره، بلکه در هر حرفه‌ای که نیازمند قدرت کلام و اقناع است، نقشی حیاتی ایفا می‌کند.

•   دوم، پرورش تفکر انتقادی و خلاقیت: ادبیات ذهن ما را به تفکر انتقادی و خلاقانه وا می‌دارد. داستان‌ها، شخصیت‌ها و مضامین ادبی، ذهن ما را به چالش می‌کشند تا فراتر از سطح ظاهری بنگریم، انگیزه‌های پنهان را کشف کنیم و به پیچیدگی‌های وجود انسان و جهان بیندیشیم. این تمرین ذهنی، قدرت تحلیل و توان حل مسئله را در ما پرورش می‌دهد و به ما کمک می‌کند تا با دیدی بازتر و عمیق‌تر به مسائل زندگی بنگریم.

•   سوم، گسترش افق دید و ژرفای همدلی: ادبیات قوه تخیل ما را پرورش می‌دهد. ما را به سفری در دنیاهای ناشناخته می‌برد، امکان تجربه‌هایی را فراهم می‌آورد که در واقعیت کمتر میسر است، و ظرفیت ما را برای همدلی با دیگران و درک دیدگاه‌های متفاوت، وسعت می‌بخشد. این گشایش ذهنی، برای هر انسانی که در پی زیستنی آگاهانه و اثربخش در دنیایی پیچیده و متنوع است، امری ضروری است.

حال اگر این دریچه مهم را ببندیم، چه می‌شود؟ اگر ادبیات نخوانیم، چه اتفاقاتی می‌افتد؟ جامعه‌ای که از ادبیات رویگردان شود، و به تبع آن افرادش از این منبع حیاتی بی‌بهره بمانند، جامعه‌ای است که:

•   کاهش همدلی و درک انسانی: افراد از رنج‌ها، شادی‌ها و آرزوهای واقعی دیگران بی‌خبر می‌مانند و توانایی ارتباط عمیق با همنوعان خود را از دست می‌دهند.

•   تصمیمات سطحی و بی‌ریشه: بدون درک عمیق از تاریخ، فرهنگ و روان‌شناسی اجتماعی، تصمیمات فردی و جمعی ممکن است فاقد اصالت و پشتوانه لازم باشند و منجر به نتایج ناخواسته شوند.

•   کاهش توانایی ارتباط و اقناع: فقدان مهارت‌های زبانی و روایی، مانع از برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، بیان واضح افکار و جلب اعتماد می‌شود.

•   غیبت تفکر انتقادی و خلاق: افراد بدون افق دید وسیع ادبی، ممکن است در دام ایدئولوژی‌های خشک افتاده و از راه‌حل‌های نوآورانه و انسانی غافل شوند.

سخنی از بزرگان در باب ادبیات:

بسیاری از متفکران بزرگ جهان بر اهمیت مطالعه ادبیات تاکید کرده‌اند:

•   ژان پل سارتر می‌گوید: “ادبیات شاید نتواند جلوی جنگ و خونریزی را بگیرد ، شاید نتواند از مرگ یک کودک جلوگیری کند! ، اما میتواند کاری کند که دنیا به آن فکر کند …

•گوستاو فلوبر می گوید : “تمام حکومت‌ها، ادبیات را بلایی بزرگ می‌دانند؛ قدرت،قدرتی دیگر را دوست ندارد.

•   سی. اس. لوئیس، نویسنده و منتقد برجسته، بیان می‌کند: “ادبیات به واقعیت می افزاید، آن را به سادگی توصیف نمی کند. شایستگی های لازم را که زندگی روزمره نیاز دارد و فراهم می کند غنی می کند. و از این حیث بیابانی را سیراب می کند که زندگی ما قبلاً به آن تبدیل شده است..

•   جان گرین، نویسنده معاصر، می‌گوید: “ادبیات تنها جایی است که می‌توانید با خیال راحت به مغز یک غریبه وارد شوید.”

ضرورت ویژه مطالعه ادبیات برای سیاستمداران و متخصصان علوم اجتماعی

پس، ادبیات صرفاً مجموعه‌ای از کلمات زیبا یا سرگرمی برای اوقات فراغت نیست. ادبیات، چراغ راهی است در تاریکی‌های جهل و تنهایی، پلی است میان گذشته و حال، و آینه‌ای است که در آن می‌توانیم خود و دیگران را بهتر بشناسیم.

در نهایت، می‌توان گفت که مطالعه ادبیات برای آحاد مردم، فارغ از شغل و جایگاه اجتماعی، ضرورتی انکارناپذیر است. اما این ضرورت، برای قشر خاصی از جامعه، یعنی سیاستمداران و متخصصان علوم سیاسی و اجتماعی، ابعادی حیاتی‌تر و مضاعف می‌یابد. دلیل این امر، مسئولیت سنگین آن‌ها در قبال سرنوشت جمعی و نیاز مبرمشان به درک عمیق از جامعه‌ای است که در آن فعالیت می‌کنند:

•   همدلی بی‌نظیر با جامعه: ادبیات، آن‌ها را قادر می‌سازد تا به درون ذهن و قلب اقشار مختلف جامعه نفوذ کنند و رنج‌ها، آرزوها و نیازهای واقعی مردم را درک کنند.

•   بصیرت تاریخی و فرهنگی عمیق: درک ریشه‌های تاریخی و فرهنگی مسائل اجتماعی، برای تدوین سیاست‌های پایدار و مؤثر، حیاتی است.

•   تقویت قدرت اقناع و ارتباط: توانایی بیان ایده‌ها به زبانی رسا و دلنشین، برای جلب اعتماد عمومی و رهبری مؤثر، از ملزومات است.

•   پرورش تفکر جامع‌نگر و انتقادی: ادبیات به آن‌ها کمک می‌کند تا از راه‌حل‌های سطحی بپرهیزند و به پیچیدگی‌های مسائل انسانی با دیدی وسیع‌تر بنگرند.

بیایید این گنجینه بی‌بدیل را قدر بدانیم و آن را به نسل‌های آینده نیز هدیه کنیم.

 




اولین شماره از فصلنامه قبیله‌ی ناداستان

سردبیر: زهره ملکشاهی
دبیر انجمن: حسین شکربیگی
طراح جلد و صفحه‌آرا: یسنا ساده میری
همکاران این شماره از مجله:حسین شکربیگی، محمدامین منصوری، سبحان جوهری، زهره ملکشاهی، یسنا ساده میری، یـگانه شریفی نژاد، سارا رمضانی، ستایش کوخا، مهدیس فتح‌الهی، کسـرا قنبری، شکوفه نوربخش

 

برای دانلود مجله روی قبیله ناداستان پایین کلیک کنید:

👈  قبیله ناداستان  👉




رونمایی از منظومه کردی «ئه‌نار: یانی ژن»/ پیوند سنت و روایت در زبان مادری

 آیین رونمایی از منظومه کردی «ئه‌نار: یانی ژن» سروده حسین شکر‌بیگی، سه‌شنبه ۲۴ تیرماه در خانه کتاب ایلام برگزار شد. این اثر که با نگاهی نو به روایت عاشقانه و اجتماعی در زبان کردی سروده شده، در حضور شاعران، منتقدان و پژوهشگران مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.

در این نشست، بهروز سپیدنامه، شاعر و پژوهشگر ایلامی، با تحلیل ژرف ساختار این منظومه، به اهمیت «تجربه زیسته» در شکل‌گیری اثر ادبی پرداخت و گفت: شعر زمانی موفق است که مبانی نظری در آن به‌صورت طبیعی و جوششی اجرا شود، نه به‌صورت ساختگی و تحمیلی.

وی با اشاره به ظرفیت‌های پنهان روایت در شعر کردی افزود: در منظومه «ئه‌نار: یانی ژن» با روایتی چندصدایی مواجه هستیم؛ روایتی که از دل تجربه‌های زیسته شاعر برمی‌خیزد، از سنت تا کافه‌نشینی، از پدربزرگ‌های عاشق تا دختران مدرن.

سپیدنامه با تشریح نظریه‌های ادبی مرتبط با روایت، از جمله نظریات باختین، به تمایز میان «شعر مرکزگرا» و «شعر مرکزگریز» پرداخت و منظومه شکر‌بیگی را مصداقی از شعر چندپاره و گریز از تک‌صدایی دانست. او تاکید کرد: در این شعر، با شخصیت‌هایی روبه‌رو هستیم که صدای مستقل دارند؛ از پزشک و پیرمرد گرفته تا دختر و پسرهای کافه‌نشین. این تنوع صداها، متن را از حالت مونولوگ خارج و به سمت دموکراسی ادبی سوق داده است.

در بخش دیگری از این نشست، ابعاد تماتیک منظومه مورد بحث قرار گرفت. به گفته منتقدان، شکر‌بیگی با بهره‌گیری از عناصر داستان‌نویسی و زبان روایی، توانسته است داستانی عاشقانه و در عین حال اجتماعی را در قالب شعر ارائه کند. شخصیت معشوق در این شعر، زنی است میان سنت و مدرنیته. دختری که سیگار می‌کشد، شعر می‌خواند و در عین حال به آداب و ریشه‌های قومی پایبند است.

زبان منظومه «ئه‌نار: یانی ژن» نیز یکی از ویژگی‌های برجسته آن بود. شکر‌بیگی با بهره‌گیری از واژگان کردی ایلامی و گویش‌های محلی، تلاش کرده است هویت زبانی و فرهنگی منطقه را بازآفرینی کند. از واژه‌هایی اصیل، ترکیب‌های تصویری تازه، زبان منظومه طراوت خاصی یافته است.

تحلیل‌گران حاضر در نشست همچنین به ارجاعات بینامتنی در شعر پرداختند. از اشارات به خیام، فروغ و ابراهیم تا نمادهایی چون «سرو»، «خیام» و «مدرس»، که هم از منظر ادبی و هم از منظر نشانه‌شناسی فرهنگی قابل بررسی هستند.

سپیدنامه تأکید کرد: «شکر‌بیگی، بافت شهری و اجتماعی ایلام را به مثابه متنی شاعرانه بازنمایی کرده و آن را به سطحی از تأویل فرهنگی رسانده است.

 

 

جریان‌سازی در شعر کردی نیازمند تجربه‌های تازه و نگاه زیباشناسانه است

جلیل صفربیگی، شاعر و نویسنده ایلامی، در آیین رونمایی از منظومه کردی «ئه‌نار: یانی ژن» سروده حسین شکر‌بیگی، با اشاره به اهمیت جریان‌سازی در شعر کردی، تأکید کرد: این اثر نمایانگر پیوند میان سنت منظومه‌سرایی و تجربه‌گرایی نو در قالب چهارپاره است.

جلیل صفربیگی، شاعر و پژوهشگر ادبیات، در آیین رونمایی و بررسی منظومه کردی «ئه‌نار: یانی ژن»، با بیان اینکه این اثر نماینده نوعی جریان تازه در شعر کردی است، گفت: زبان کردی ظرفیت‌های بی‌نظیری برای روایت، تصویر و ترکیب‌های نو دارد که نباید تنها در سطح شعار باقی بماند. به باور من، حسین شکر‌بیگی موفق شده است با استفاده از قالب چهارپاره و زبان روایت‌محور، روایتی عاشقانه، انسانی و هم‌زمان اجتماعی را خلق کند.

وی منظومه‌سرایی را کاری دشوار دانست و گفت: در تاریخ ادبیات، منظومه‌ها جایگاه خاصی دارند؛ از شاهنامه فردوسی تا خسرو و شیرین نظامی و حتی «افسانه» نیما یوشیج. شکر‌بیگی در این اثر نشان داده که هم به سنت منظومه‌سرایی وفادار است و هم جسارت عبور از آن را دارد.

صفربیگی با بیان اینکه این منظومه می‌تواند با آثار مدرنی مانند «افسانه» نیما مقایسه شود، افزود: انتخاب قالب چهارپاره در شعر کردی حرکت هوشمندانه‌ای است، چرا که این قالب در سال‌های اخیر در شعر فارسی نیز محبوبیت زیادی یافته و امکان تجربه‌های تازه‌تری را فراهم کرده است.

او همچنین تأکید کرد که بخشی از ارزش اثر، در استفاده از زبان و اصطلاحات کردی است که در عین اصالت، با زبان امروزی نسل جوان نیز ارتباط برقرار می‌کند. به گفته وی، منظومه «ئه‌نار» تلفیقی از زبان، اسطوره، روایت عاشقانه و زیست شاعرانه است که در نهایت به خلق یک کلان‌روایت منسجم منتهی می‌شود.

صفربیگی از نبود نقد مکتوب و جدی در حوزه شعر کردی انتقاد کرد و پیشنهاد داد که ساختارهای مشخصی برای نقد منظومه‌های کردی تدوین شود تا آثار با عمق و دقت بیشتری بررسی شوند.

وی در بخش پایانی سخنانش، با اشاره به ویژگی‌های زیستی شاعر، گفت: حسین شکر‌بیگی در فضایی پر از تجربه و زیست شاعرانه بزرگ شده و این ویژگی در شعرهای او کاملاً مشهود است. صداقت، احساسات ناب، و بازگشت به روح کودکانه از خصوصیات بارز این شاعر است. او با تلفیق خاطرات زیسته، زبان مادری و نگاه انسانی به عشق، موفق شده است اثری خلق کند که هم در ساحت ادبیات سنتی و هم مدرن قابل تحلیل و ستایش است.

این شاعر و منتقد ادبی با بیان اینکه «ئه‌نار: یانی ژن»می‌تواند آغازگر موجی تازه در شعر کردی باشد، ابراز امیدواری کرد که آثار مشابهی با این عمق و نگاه، بیشتر تولید و منتشر شوند.

در این نشست، حاضران ضمن قدردانی از شاعر و برگزارکنندگان مراسم، بر اهمیت تداوم این‌گونه جلسات برای تقویت شعر کردی و بازخوانی ادبیات بومی تأکید کردند. منظومه «ئه‌نار: یانی ژن»(انار یعنی زن) نمونه‌ای از این تلاش‌هاست. تلاشی برای آشتی زبان مادری با جهان مدرن و روایت‌های پیچیده‌ انسانی.

 

ARVE error: The [[arve]] shortcode needs one of this attributes av1mp4, mp4, m4v, webm, ogv, url

 

ARVE error: The [[arve]] shortcode needs one of this attributes av1mp4, mp4, m4v, webm, ogv, url

 

 

ARVE error: The [[arve]] shortcode needs one of this attributes av1mp4, mp4, m4v, webm, ogv, url

بخش هایی از منظومە کوردی ئەنار یانێ ژن ” با اجرای ستایش کوخا




زبان مادری را ننویسیم، گم می شویم

✍️ گزارش مریم چراغیان _ دنیای ایلام

عصر امروز، ۱۷ تیر ۱۴۰۴، کافه هامون شهر ایلام، میزبان جمعی از علاقه‌مندان به زبان کوردی بود. نه مراسمی رسمی بود و نه نشستی ادبی. کلاس درس بود، اما نه از آن‌ مدل های خسته کننده ای که در مدارس برگزار می‌شود.

آمده‌بودیم برای تمرین الفبایی که سال‌هاست از ذهن‌هامان فاصله گرفته. آمده بودیم برای  آموزش زبان کوردی.

کیوان داودیان، شاعر و وکیل خوش‌فکر ایلامی، با وجود تمام مشغله‌های کاری، وقت گذاشته بود تا قدم به قدم آموزش دهد. حروف را، صداها را، تفاوت‌ها را.

جمعمان کرده بود تا بگوید: کوردی فقط زبان حرف‌زدن نیست، زبان نوشتن هم هست. اگر ننویسیمش، فراموش می‌شود؛ و اگر فراموش شود، خودمان را گم می‌کنیم.

جلسه، آموزش رسم‌الخط کوردی بود و تلنگری بود به همه‌ی ما که چطور واژه‌های مادری‌مان دارند از دست می‌روند.

بیشتر حاضران را زنان و دختران جوان تشکیل می‌دادند و همین موضوع، خودش امیدبخش بود. چون اگر زبان در خانه و آغوش مادر بماند، هنوز می‌شود به ماندگاری‌اش دل بست.

داودیان با صداقتی صمیمی گفت:ما را از نوشتن زبان خودمان ترسانده‌اند. همیشه گفته‌اند حرف بزن، ولی ننویس. حالا وقت آن رسیده که یاد بگیریم بنویسیم. زبان بدون نوشتن، در نهایت، از یاد هم خواهد رفت.

امروز ظهر، در دل گرمای تابستان، حروفی آموزش داده شد که شاید سال‌ها زیر گرد و غبار بی‌توجهی ما پنهان مانده بودند.

باید از ” کیوان داودیان “و “کافه کتاب هامون” ممنون بود.

نه به‌خاطر اینکه، برای آموزش رایگان وقت گذاشته بودند، بلکه برای اینکه دارند ما را با بخشی از هویت خودمان آشتی می‌دهند. بخشی که داشتیم از یادش می‌بردیم.

زبان مادری، مسئله‌ای جدی‌تر از آن است که فکر می‌کنیم.

اگر کوردی را ننویسیم و به آن اهمیت ندهیم، شاید نسل بعد حتی نتواند آن را بشنود…




شعر آیینی باید معرفت‌محور باشد، نه احساس‌محور

نماینده مردم ایلام در مجلس خبرگان رهبری در اختتامیه چهارمین سوگواره شعر آیینی طلوع سرخ: شعر آیینی باید با شناخت عمیق از دین سروده شود، نه صرفاً با تکیه بر احساس.

حجت‌الاسلام والمسلمین وعد مرادبیگی، نماینده مردم ایلام در مجلس خبرگان رهبری، در آیین اختتامیه چهارمین سوگواره شعر آیینی “طلوع سرخ” با اشاره به جایگاه شعر آیینی در ادبیات دینی، گفت: شعر آیینی صرفاً به معنای مرثیه یا منقبت‌خوانی نیست، بلکه شعری است که حاوی آموزه‌های دینی، اخلاقی، عرفانی و معنوی باشد.

وی ضمن تسلیت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع)، از اداره‌کل کتابخانه‌های عمومی استان ایلام و مدیرکل آن، برای برگزاری این رویداد فرهنگی و هنری با محوریت اهل‌بیت (ع) و فرهنگ اربعین قدردانی کرد.

مرادبیگی با مرور پیشینه شعر آیینی، تأکید کرد: اولین کسی که شعر آیینی را تشویق کرد، خود پیامبر اسلام بود. حتی در میان اهل سنت نیز نمونه‌های درخشانی از شعر آیینی وجود دارد.

وی افزود: دو نگاه در مورد شعر آیینی وجود دارد: یک نگاه محدود و تنگ‌نظرانه که تنها اشعار منقبت و مرثیه را شامل می‌داند و یک نگاه گسترده‌تر که شعر آیینی را حاوی هر نوع پیام معنوی و دینی می‌داند. از این منظر، حتی اشعار حافظ، سعدی و ناصرخسرو نیز در این حوزه قرار می‌گیرند.

نماینده مردم ایلام در مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به تحولات شعر آیینی در تاریخ معاصر گفت: شعر آیینی از دوره صفوی اوج گرفت، در دوران نادرشاه تنزل یافت و در دوران مشروطه و انقلاب اسلامی، به شکوفایی رسید. از دهه ۳۰ شمسی به بعد، با نگاه نو امام خمینی و شاگردانش به دین، موج جدیدی در شعر آیینی آغاز شد که تا امروز ادامه دارد.

او تأکید کرد: شاعر آیینی باید دارای موضع و نگاه روشن دینی باشد. صرف بیان مضامین دینی کافی نیست، بلکه باید شناخت و معرفت عمیق نسبت به دین، تاریخ، عرفان، اخلاق و قرآن وجود داشته باشد. متأسفانه برخی اشعار پیش از انقلاب، با وجود نیت خیر، به نوعی موجب تحقیر شخصیت امامان می‌شدند، اما در دوران انقلاب این رویکرد تغییر کرد و عظمت اهل‌بیت به‌درستی به تصویر کشیده شد.

مرادبیگی در پایان با انتقاد از مغفول ماندن برخی از ائمه اطهار در شعر آیینی خاطرنشان کرد: در حالی‌که شعر رضوی، فاطمی و علوی رونق دارد، اما جای امامانی چون امام صادق (ع)، امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع) در شعر آیینی خالی است. این وظیفه شاعران است که این خلأ را با شناخت و تحقیق پر کنند.




بی‌پیام‌رسان، پیام‌های بزرگ در تاریخ گم می‌شوند

معاون استاندار ایلام در اختتامیه سوگواره شعر آیینی طلوع سرخ:

بی‌پیام‌رسان، پیام‌های بزرگ در تاریخ گم می‌شوند

افشین کریمی، معاون توسعه مدیریت و منابع استانداری ایلام، در آئین اختتامیه چهارمین سوگواره شعر آیینی با تاکید بر اهمیت روایتگری درست در وقایع بزرگ تاریخی گفت: اگر پیام عاشورا به‌درستی منتقل نمی‌شد، این واقعه بزرگ در دل تاریخ گم می‌شد.

کریمی با قدردانی از تلاش‌های مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان ایلام و همکاران او در برگزاری این برنامه، اظهار داشت: من سواد شعر ندارم اما باور دارم که یک پیام، هرچقدر هم مقدس و بزرگ باشد، اگر پیام‌رسان مناسب نداشته باشد، در زمانه خود نادیده گرفته خواهد شد. به گفته مرحوم دکتر شریعتی کربلا در کربلا می‌ماند، اگر زینب نبود.

وی افزود: حادثه عاشورا تنها به‌واسطه حکومت‌ها زنده نمانده، بلکه با جان‌فشانی و روایتگری نسل‌ها و عاشقان اهل‌بیت به ما رسیده است. امروز هم اگر بخواهیم این پیام جهانی شود، باید از ابزارهای نوین رسانه‌ای و هنری استفاده کنیم.

کریمی با اشاره به راهپیمایی میلیونی اربعین گفت: میلیون‌ها نفر از نقاط مختلف ایران و جهان با سختی فراوان، تنها برای حفظ نام و پیام امام حسین (ع) قدم برمی‌دارند. این پدیده عظیم فرهنگی می‌تواند موضوع و الهام‌بخش تولیدات هنری، از شعر و موسیقی گرفته تا تئاتر و سینما باشد.

وی افزود: باید برای مستندسازی و روایت هنرمندانه این واقعه بزرگ، حمایت‌های جدی‌تری از دولت انجام گیرد. متأسفانه بخش‌هایی از ایلام که در دوران دفاع مقدس نقش حیاتی داشت، امروز در آثار سینمایی به‌نام استان‌های همجوار معرفی می‌شود. این در حالی‌ است که ظرفیت‌های ایلام در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی قابل‌توجه است.

معاون استاندار ایلام در پایان با اشاره به اختصاص اعتباری برای برگزاری این سوگواره از محل بودجه اربعین، گفت: با پیگیری‌های صورت‌گرفته، این اعتبار احیا شد تا بتوانیم پیش از پایان سال مالی آن را پرداخت و مستندات را تکمیل کنیم. امید است با همدلی هنرمندان، اهالی رسانه و مسئولان، بتوانیم ایلام را به‌درستی معرفی و پیام بزرگ عاشورا را در قالب برنامه‌های فرهنگی به جهان عرضه کنیم.




چهارمین سوگواره شعر «طلوع سرخ» با رقابت ۳۵۰ شاعر آیینی در ایلام به کار خود پایان داد

 

اختتامیه چهارمین دوره سوگواره شعر “طلوع سرخ” با حضور شاعران آیینی، مسئولان استانی و خانواده‌های معظم شهدا در ایلام، پایتخت خادمان سیدالشهدا (ع) برگزار شد.

سمیه حیدری، مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان ایلام با اشاره به نقش ماندگار شعر آیینی در فرهنگ مقاومت و حماسه‌سازی گفت: شعر پایداری همواره در سخت‌ترین روزهای این سرزمین، چراغ راه مردم بوده و شاعران متعهد با زبان شعر، پیام عاشورا را زنده نگه داشته‌اند.

حیدری با بیان اینکه سوگواره “طلوع سرخ” از چهار سال پیش با الهام از مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی آغاز شد، افزود: در این دوره بیش از ۳۵۰ اثر از سراسر کشور به دبیرخانه رسید که توسط داوران ملی و استانی ارزیابی شد.

به گفته وی، در این دوره از شاعران استان‌های همدان، کرمانشاه ، لرستان و کرمانشاه نیز میزبانی شد، اگرچه برخی از آنان به‌دلیل لغو پروازها نتوانستند در روز اختتامیه حضور داشته باشند.

مدیرکل کتابخانه‌های عمومی استان ایلام با اشاره به استقبال چشمگیر شاعران از بخش جدید “اربعین” در این دوره گفت: مردم غرب کشور با روحیه ولایی و حسینی خود، همواره حامی این حرکت فرهنگی بوده‌اند و امسال با استقبال بیشتری نسبت به دوره‌های گذشته مواجه شدیم.

حیدری در پایان ابراز امیدواری کرد سوگواره طلوع سرخ با محوریت اربعین حسینی، در سال‌های آینده نیز با قدرت و کیفیت بیشتری برگزار شود.

 در این مراسم ‌علی قیسوند از کامیاران و سمیه مهری از ایلام زینب فرضی از دهلران، فریبا حسن صیفی از مهران و… از برگزیدگان شعر بومی این سوگواره ، آثار برگزیده خود را قرائت کردند و برگزیدگان بخش‌های مختلف شامل شعر کلاسیک، شعر سپید و اشعار بومی‌محلی نیز معرفی و تجلیل شدند. 

همچنین از شش نفر از کودکان و نوجوانان برگزیده جشنواره کتابخوانی نیز تقدیر به عمل آمد.

 

 

در بخش شعر کلاسیک، هیئت داوران پس از بررسی آثار، نفرات برتر را به شرح زیر اعلام کرد:

 

* نفر اول: زینب فرضی، از استان ایلام

* نفر دوم: پیام فرامرزی، از استان کرمانشاه

* نفر سوم: مسعود طاهری،از استان همدان

همچنین، در همین بخش، اشعار آقای بهمن زنگنه و خانم زهرا طهماسبی از استان همدان، شایسته تقدیر شناخته شد.

 

در بخش شعر نو و سپید نیز، شاعران به ترتیب زیر حائز رتبه شدند:

* نفر اول: فریبا حسن صیفی، از استان ایلام

* نفر دوم: آرزو بیرانوند، از استان لرستان

* نفر سوم: پریسا ناصری، از استان ایلام

علاوه بر این، آقای مهدی پوشکان از استان ایلام و خانم هنگامه الوند از استان کردستان نیز در این بخش مورد تقدیر قرار گرفتند.

 

بخش شعر بومی این سوگواره نیز شاهد حضور شاعرانی بود که با زبان و فرهنگ اصیل خود، آثاری ارزشمند خلق کرده بودند. برگزیدگان این بخش که بدون ترتیب اولویت معرفی شدند، عبارتند از:

* سمیه مهری از استان ایلام

* علی قیسوند از استان کردستان

* جلال کوهی از استان ایلام

* مریم پیروزیان از استان ایلام

* حمید مرادی از استان ایلام




برگزاری جشن باشکوه بزرگداشت سعدی و تجلیل از مفاخر ادبی استان ایلام در دانشگاه ایلام

 

به همت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه ايلام و با همکاري معاونت فرهنگي و اجتماعي و کانون‌هاي فرهنگي و فرهنگي، جشن باشکوه بزرگداشت سعدي و تجليل از مفاخر ادبي استان ايلام با حضور گسترده اساتيد، دانشجويان، نويسندگان و علاقمندان ادب فارسي و با سخنراني دکتر «قدمعلي سَرّامي» نويسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه‌ي زبان فارسي، شامگاه دوشنبه اول ارديبهشت ماه 1404 در محل سالن آيت‌الله حيدري برگزار شد.

 در اين مراسم دکتر «تاج‌الدين صالحيان» معاون سياسي و امنيتي استانداري ايلام با بيان اينکه هويت کنوني ايران متشکل از سه منبع: «ايرانيت»، «اسلاميت» و «تجدد(توسعه‌گرايي)» است، اظهار داشت: اگر بتوانيم مابين اين سه منبع سازگاري ايجاد کنيم، جامعه ايران به تعادل خواهد رسيد.

دکتر صالحيان تقويت هويت ايراني را يک رسالت مهم براي مجموعه مسئولان اجرايي و دانشگاهيان دانست و گفت: زبان فارسي ميراث گرانبهاي تاريخي ماست، که نقش تعيين کننده در تقويت انسجام ملي ايرانيان دارد.

وی، يادآور شد: انتقال هويت بايد در دوران تحصيل در مدرسه شکل بگيرد و سپس در دانشگاه تکميل شود.

معاون سياسي و امنيتي استانداري ايلام با بيان اينکه دکتر مرادنژادي سرپرست دانشگاه ايلام يک شخصيت خوشنام در سطح دانشگاه و استان است، اظهار کرد: رويکرد فرهنگي دکتر مرادنژادي در تقويت هويت ملي و ايجاد نشاط در سطح دانشگاه، زمينه‌ساز جنب و جوش در بين دانشگاهيان دانشگاه ايلام و جامعه دانشگاهي استان ايلام شده است، که به سهم خودم از ايشان کمال تقدير و تشکر را دارم.

در ادامه دکتر «همايون مرادنژادي» سرپرست دانشگاه ايلام با بيان اينکه سعدي در قرن هفتم زندگي کرده، اما هنوز در متن زمان طي مسير مي‌کند، گفت: سخنان سعدي هنور براي بشريت تازگي دارد، چنانکه شعرش در وصف انسانيت، زبانزد انديشمندان جهان است:

بني آدم اعضايِ يکديگرند/که در آفرينش ز يک گوهرند

چو عضوي به درد آورد روزگار/دگر عضوها را نماند قرار

تو کز محنتِ ديگران بي‌غمي/نشايد که نامت نهند آدمي

وی يادآور شد: سعدي، توانايي را در دانايي مي‌بيند، موضوعي که رسالت نهاد علم است.

دکتر مرادنژادي، خاطرنشان کرد: دانشگاه مرکز توليد علم است، اما اگر درب دانشگاه بر روي اهالي «هنر»، «ادب»، «فرهنگ» و «خرد» بسته شود، در نهايت صدايي از نهاد علم شنيده نخواهد شد.

سرپرست دانشگاه ايلام، برگزاري جشن بزرگداشت سعدي را بهانه‌اي براي خدمت‌گزاري به مفاخر ادبي استان ايلام دانست و تأکيد کرد: برگزاري اين جشن باشکوه و حضور ادبا و فرهيختکان استان، بيانگر اين پيام است، که زين پس، دانشگاه خانه کنشگران و دوست‌داران عرصه فرهنگ، هنر و ادب خواهد بود.

سپس دکتر «مصطفي باقري» مديرکل پشتيباني فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري با تشکر از برگزاري اين جشن باشکوه و تقدير از رويکرد فرهنگي دکتر مرادنژادي سرپرست دانشگاه ايلام، گفت: امروز رسالت ما، مديريت فرهنگي نيست، بلکه جهت دهي به زيست فرهنگي دانشجويان است.

دکتر باقري با بيان اينکه امروز دانشگاه فقط يک نهاد آموزشي نيست، يادآور شد: دانشگاه، امروز بسترساز شکل‌گيري هويت ملي و مسئوليت‌پذيري اجتماعي دانشجويان است.

در ادامه دکتر «قدمعلي سَرّامي» نويسنده، شاعر و پژوهشگر حوزه‌ي زبان فارسي با بيان اينکه پيام «سعدي» مبتني بر اصل پيوند و ارتباط است، گفت: سعدي، جهان را مرکز پيوند بشريت مي‌داند و براي همين دائم به «مدارا» دعوت مي‌کند.

وی افزود: سعدي شرط آدميت را «عقل» و «منطق» نمي‌داند، بلکه شرط انسانيت را «غم همنوع» داشتن مي‌داند، چنانکه سروده است:  

«تو کز محنتِ ديگران بي‌غمي/نشايد که نامت نهند آدمي».

اين پژوهشگر حوزه‌ي زبان فارسي، اضافه کرد: بر طبق اين نوع رويکرد، ما بايد به دنبال آبادکردن جهان باشيم و از هرگونه صدمه زدن به محيط زيست و انسان‌هاي ديگر خوداري کنيم.

دکتر سرامي خاطرنشان کرد: اگر با رويکرد اخلاقي و انساني سعدي زندگي کنيم، زمينه‌ساز تأثيرگذاري بر ديگران خواهيم شد، چرا که که به اعتقاد سعدي کمال همنشين اثرگذار است:

گلي‌ خوش‌بوي‌ در حمام‌ روزي/رسيد از دست‌ محبوبي‌ به‌ دستم‌

بدو گفتم‌ که‌ مشکي‌ يا عبيري/كه‌ از بوي‌ دل‌آويز تو مستم‌

بگفتا من‌ گِلي‌ ناچيز بودم/وليكن‌ مدتي‌ با گُل‌ نشستم‌

کمال‌ هم‌نشين‌ در من‌ اثر کرد/وگرنه‌ من‌ همان‌ خاکم‌ که‌ هستم.

اين نويسنده با اشاره به اينکه «پارسايي» سرمنزل فرهنگ و تمدن ايراني براي نوع انسان است، بيان داشت: فرهنگ ايراني انسان را به پارسايي رهنون مي‌کند، چنانکه قرآن کريم، گرامي‌ترين انسانها را در نزد خداوند پارسايان و پرهيزکاران معرفي کرده است: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى? وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا ? إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»؛ «اي مردم! ما شما را از يک مرد و زن آفريديم و ملت ها و قبيله ها قرار داديم تا يکديگر را بشناسيد. بي ترديد گرامي‌ترين شما نزد خدا پرهيزکارترين شماست» (آيه 13 سوره حجرات».

در اين جشن شاعران ايلامي، آقايان: «حبيب‌الله بخشوده»، «جليل صفربيگي»، دکتر «بهروز سپيدنامه»، «فرهاد شاهمراديان»، «حسين شکربيگي»، «حيدر رستم‌بيگي» و «صادق ملک حسيني» به شعرخواني پرداختند و حضار را به وجد آوردند.

اجراي موسيقي، نقالي، نمايش دوبله و اهداي جوايز از بخش‌هاي متنوع اين جشن باشکوه بود.